تبليغاتX
❤سلام غریبه❤

❤سلام غریبه❤

غريبه با تو ام اهل كجايي؟ به چشم من كه خيلي اشنايي كمي باران چكيده روي پلكت عسيسم تو هم كه مثل مايي

داداش وحیدم

 داداش وحیدم

 

داداش وحیدم

اوخی قربونت بشم

خیلی خوشحالم که 2 باره اومدی

آهنگ وبلاگم تقدیم شده : به داداش وحیدم

 

[ جمعه 22 اردیبهشت1391 ] [ 21:36 ] [ مهشيد ] [ ]

تولد وصالم

وصالم

یو و و و هو و و و منو میبینید ؟ خوف معلومه که نمیبینید :))))

من الان توی آسمونام  چون امروز بچه خواهرم ۱ سالش میشه !

عشقِ منِ  امرو و و ز عسیسِ دلِ میشه ۱ سالش .

هنوزم باورم نمیشه ۱ سال گذشت |:

انگار دیروز بود هی زنگ میزدم مامی میگفتم : عشقِ خاله چه شکلیه ؟ عکس ازش بگیر

ـ آخر بارم اومد خونه عکس نگرفته بود  گفت خوشمزگیش به اینه خودت ببینیش -

اون روزی که رفتیم طاقت ایستادن و اینکه مامان و بابا بیاند تا با هم داخل خونه بشیم رو نداشتم

سریع رفتم توی خونه . اجی و بچه روی مبل نشسته بودند

وقتی بغلش کردم انگار که دنیا رو بهم داده بودند  

اون روز بهترین روزه زندگی من بود . . .

وَ این روزها وصالِ عزیزم شیطونِ شیطون

کلی برامون حرف میزنه . برا عید وقتی مامانم میدیدش میگفت : کوچولوی مامان سال قبل یه همیچین روزایی ما برا اومدنت لحظه شماری میکردیم  

کلماتی که میتونه بگه :

دَ دَ ـ وای وای کُشت ما رو فهمیده خالش رانندگی بلده هی میگه دَ دَ  -

طو طو - ای جان اینو چند شب پیش میگفت -

دادا - به عمو و داییش  میگه دادا اونوقت خاله و اجی رو نمیگه |: -

بابا - ای جان دامادمون چه قدر ذوق میکنه -

تنها جمله ای هم که میتونه بگه اینه : × بابا دَ د َ ×

(البته ناگفته نماند بچه نمیتونه بگه خاله وگرنه میگفت : × خاله دَ دَ  ×)

دیگه همینآ

یه مهارت خاصی که داره اینه که از ادم اویزون بشه |: هِی آدمو بزنه بگه دَدَ

یه مهارت خوفِ دیگه ای که داره اینه که دست میزنه بابام میرقصه =)) × به نفع من کار کرده بچه چون برا عقد من رقص بابام هم خوب میشه  ×

یعنی عاشق کامپتوتره این داماد ما رو بدبخت کرده هی میره پشت درِ اتاقش میزنه به در تا دامادمون در رو باز کنه بعدش میره میشینه روی میز کامپتوتر دامادمون موس و صفحه کلید و اسپیکر و همه رو میندازه زمین  

 وصالم

+ خوب برم سراغ خودم میدونم خیلی دلتون برام تنگ شده بود :) ×خدایی دیدی کسی اینقدر خودشو تحویل بگیره ؟ ×

+ خبر دست اول :))))  پدال گاز ماشینِ دامادمون شکست |: یعنی این با این ماشین چیکار میکنه من نیدونم :))

+ آجی دنیا رفته کلاس نمیدونم چی :)) قراره برا دانشگاهم کیف درست کنه :)))

+ اون پسره که من ازش خوشم اومده بودا ؟ پروندشو کشیدم از توی بایگانی بیرون :) معلوم شد به چند تا دختر پیشنهاد دوستی داده |:

بیخیال خدایش پسرای دانشگاه ارزش این که ادم ازشون خوششون بیاد رو ندارند

ای خدا شد ما از یکی خوشمون بیاد ۳ روز بعدش گندش در نیاد ؟ × چه هم قافیه شدآ × :))

- شاعر جوان مهشید -

××

++این جمله ایِ که همیشه داداش وحیدم بهم میگفت :( خوشحال بودم از اومدنش ولی  الان رفتِ از دست من ناراحتِ . . . اِی خدا من چیکار کنم ؟  مگه این جور چیزا دلیل دوست داشتنه ؟ خُب من تو رو اندازه ی داداش خودم دوست دارم شایدم بیشتر {M} رو هم جای خواهر خودم دوسش دارم  ولی خُب . . . چـــــــــــشـــــــــــــمـــــــــ . . . ++

 

خسته ام از تکرار شنیدن

"مواظب خودت باش"

تو اگر نگران من بودی که نمیرفتی

می ماندی گاهی فقط گاهی

با یک نگاه

با یک نفس شاید

"مواظبم بودی "

پس بگذار و بگذر

نگران من نباش

 

آپ پایین مال داداش وحیدمه بخونیدش

 

كاش آدما جسارت داشتن،


گوشی رو بر میداشتن و


بهش زنگ میزدن و می گفتن:


ببین ،


دلم واست تنگ شده ،


واسه هیچ چیزِ دیگه ای هم زنگ نزدم....

فعلا بای تا های

[ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ 21:20 ] [ مهشيد ] [ ]

داداش وحید جونم برگشته یووووووووووهو

mahshid va dadash vahid

سهلامـــ . خوفید ؟

من عالیم  چرا آ آ آ آ ؟

خوف معلومه ! بهترین داداش دنیا دوباره برگشته به نت

عسیسمی . . .

مگه میشه من تو رو فراموش کنم ؟ اسم همه رو بنویسم جز تو ؟

  گذاشته بودم برگشتی یه up ویژه برات برم جیگر . . .

mahshid

دلم برات از یه کوشولو هم کوشولوتر شده بود

زو و و و و د برگرد  

mahshid

خیلی وقت ها میگوییم عزیز دلم

گاهی از روی ادب

گاهی از روی ناچاری

و گاهی از روی عصبانیت

گاهی هم جزو واژگان روزمره یمآن شده است

امآ . . .

از سر هر چیزی هم که باشد

تو عزیز دل من هستی

عزیزکم . . .

با احترام تقدیم شد به داداش وحید عزیزم !

Bye Ta  HI

[ یکشنبه 3 اردیبهشت1391 ] [ 22:20 ] [ مهشيد ] [ ]

مهشید برگشت :دی

اجی مهشید برگشت . . . یووووووووهووووو

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآاز دانشگاه که برمیگردم تنها سرگرمیم یِ چیزِ

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآاونم اینه که بیام و نظرات دوستای گلم رو بخونم

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآدوستایی که ثابت کردند حتی اگه هم نباشم به یادم هستند و به وبلاگم میاند

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآســـــــــــــــــــــــــلامــــــــــــــــــ مـــــــــــــــــــن برگشتمـــــــــــــــــــ

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآاَمآ شآید متفاوِت

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآاول یِ تشکر ویژه ویژه از داداش امیرجون جونیِ خودم که اندازه ی داداشم دوسش دارم

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآوَ همه ی دوس جونیآی عزیزم که این مدت اومدند وبم :

داداش امیر جونی خودم داداش احمد رضا داداش امید جونم  امآج عزیز بینام عزیز

فرزاد عزیز(امتداد دو نگاه) روشنک جونم آنیتا جون جونیِ خودم صدف جونم

فرزانه جونم (بی صداتر از سکوت) داداش آرش جونم دریا ۰۱۹ جونم سمیه جونم

پیمان عزیز ایمان عزیز

دلم برا داداش حافظم یِ ذره شده اگه بدونم کدوم احمقی وبشو فیلتر کرد خودم میکشمش

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآوَ امآ چرا گفتم متفاوت؟

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآراستش . . . راستش . . .

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآواااااااااااااااااااای بزار آخر بار میگم

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآاول بگم از باز نشستگی بابای عزیز تر از جانم

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآاز دانشگاه برگشتم خونه دیدم یِ جعبه شیرینی این هوآ روی میزِ

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآبابام با دیدن من دوید پیشم و گفت:مهشید بفرمآ شیرینی

مهشید:بابا خبریِ

بابا:آره خبریِ

مهشید:چه خبری؟

بابا:بابا بازنشسته شده

مهشید:بِ سلامتی

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآاووووووووووووووووووف نمیدونید چه قدر خوشحال بودآ

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآاینم عکس از لوح تقدیر که بِ بابای عزیزم دادند

16400000بـــــــــــــــابـــــــــــــــایــــــــــــــــــــــــــــی عاشخـــــــــــــــتمـــــــــــــــــــ 16400000

پدر عزیزم(سلام غریبه)

پدر عزیزم(سلام غریبه)

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآاز خودم بگم باو

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآگواهی گرفتمـــــــــــــــــــــــ

اوووووووووووووووووف اون قدر خوشحــــــــــــآلمــــــــــــــــــــ

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآقَراره اَ این به بعد برم دنبال دوستمـــــــــــ بریم با همـــــــ دانشگاه

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآپسره بی شخصیت رفتیم امتحان بدیم میگه حالا سرهنگ همه دخترآ رد میکنه

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآیِ خانم مسن اومده بود اونقدر این ناز بود

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآفَک کن سواد نداشت ایین نامه امتحان بده ازش شفاهی گرفتند

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآولی بین شهری رد شد اونقدر نالاحت شدم که نگوووووووووووو

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآامــــــــــــــــــــــآ اون چیزی کِ میخواستم بگمــــــــــــــــــــ

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآمَن . . . مَن . . . مَن . . . مَن از یِ نفر خوشم اومده

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآاونم ترم اول الان دیگه با پسره کلاس ندارم

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآوااااااااااااااای حالا این دوست من سوتی میده بدجور

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآاومده بود بیرون کلاس ما ایستاده بود من رفتم بیرون منو که دید رفت پشت ستون

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآدوستم اومد از کلاس بیرون گفت:

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآپس کجاست؟نکنه اون پسرست که اخر کُریدور داره با اون دختره میحرفه

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآمن نمیدونستم بخندم یا از خجالت اب بشم دست مهسا رو گرفتم فرار کردیم

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآحالا فکرای بد بد نکنیدآ (هر کی کرد کشتمش )

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآمن فقط از این پسره خوشم اومده نه تاحالا باهاش حرف زدم نه چیز دیگه ای ٬افتاد؟

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآاز بس ازش تعریف کردم مامانم گفت:یِ عکس ازش بگیر بیا ببینمش

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآعکس گرفتم اومدم مامانم میگه هیکلش خوشگله

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآولی این که قیافش درست و حسابی معلوم نیست

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآبه مامانم میگم:میخوای برم با خودش کنار همی یِ عکس بگیرم

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآآخه تو محیط دانشگاه من چه جور از طرف عکس واضح بگیرم ؟

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآیِ فال حافظ گرفتم باورت نمیشه توی فال اسم پسره رو گفت منو میگی رفتم هوا

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآمامانم و اجی دنیا هِی سر به سرم گذاشتند

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآخووووووووووووف اینم از اولین باری که اجی مهشید از یِ نفر شدیدا خوشش اومده

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآوَ آپ اصصصصصصلی(خیلی حرف زدم؟جرات داری بگو آره )شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ

مهشید

تا حالا شده عاشق بشی ولی دلت نخواد بدونه ؟ ؟

تا حالا شده تمام شب گریه کنی بدون اینکه بدونی چرا ؟

دلت بخواد تا صبح بیدار بمونی ولی بدونی به جایی نمی رسی

تا حالا شده رفتنشو تماشا کنی ولی نخوای بره ؟

بعد آروم تو دلت بگی دوست دارم اما نخوای بدونه ؟

تا حالا شده . . .؟ ؟ ؟

مهشید

مـا بـدهکـاریـم بـه یـکدیگـر . . .

و بـه تمـام دوستـت دارم هـای نـاگفتـه‌ای کـه

پشـت دیـوار غـرورمـان مـاندنــد

و مـا آن‌هـا را بـلعیـدیم تـا

نـشان دهیـم منطـقی هستـیم!!!!!!

مهشید

مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام . . .

مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با

یــک جمـــــلـــه٬یـــک لبـــــخـنـــد . . .

بــه بــازی میـــــگیــــری

مــــــیگـــــوینــــد تـــرفنــدهـــایت، شـــیطنـــت هــــایت

و دروغ هایـــت را نمــــی فهمــــم

مــــــیگویند ســــاده ام . . .

اما تـــــو این را باور نکن

مــــــــن فـــــقــــــط دوســـتـــــت دارم!

همیـــــــــن!!!!

و آنــــها ایــــن را نمـــــــیفــــهمنــــد ! ! !

اینم اپ سال جدید :

عشقم نوروز مبارک(سلام غریبه - مهشید)

هر سال شروع قصه ای است . . .

قصه ات بی غصه باد

 

مهشید نوشت:

آدم دلتنگ حرف حالی اش نمی شود.برایش فلسفه نبافید.

مهشید نوشت:

 تنها برنامه ای که تکرارش آرزوی من است پخش زنده ی نگاه توست

 

[ جمعه 12 اسفند1390 ] [ 12:17 ] [ مهشيد ] [ ]

می ایم اماکی نمیدانم. .

مهشید

 

سلام به همه دوستای گلم

 

خوبی جیگمیلی ها؟

 

بچه ها من به خاطر اینکه درسام سنگین شده

 

دیگه نمیتونم زیاد بیام

 

اگه اپ کردید گاهی ممکنه خیلی دیر بهتون سر بزنم

 

شرمندتونم

 

مهشید میره به امید روزی که برگرده

 

[ یکشنبه 1 آبان1390 ] [ 17:59 ] [ مهشيد ] [ ]